میگن چشمات شبیه آسمونه

 

تو دستات حلقه ی رنگین کمونه

 

صدات کردم نفهمیدی چی گفتم

 

حواست پیش از ما بهترونه

 

در این چند ماه نبودنم آنقدر بهانه برای نیامدن بود که نیامدم.و حالا آمدنم خودش  فقط بهانه ایست برای... بگذریم. اگر غزل پایین حتی از کارهای گذشته هم پیش پا افتاده تر است باید ببخشید. چند وقت است همان استعداد اندک را هم از دست داده ام...و اما دلتنگیها باعث نمی شود که نگویم: میلاد آقا مبارک

 

 

 

من از تو هیچ راه فراری نداشتم

 

من واقعا بدون تو کاری نداشتم

 

قبل از تو در تردد خیس سفینه هام

 

هی گیج می شدم که مداری نداشتم

 

بعد از تو هم زمین مرا برف ول نکرد

 

حس می کنم که هیچ بهاری نداشتم

 

حق داشتی مرا به غلامی...قبول نیست!

 

من هیچ وقت مهره ی ماری نداشتم

 

تقصیر من نبود اگر زنده مانده ام

 

یعنی بفهم حلقه ی داری نداشتم

 

حالا درست ساعت پنج سه شنبه است

 

من جز تو با کسی که قراری نداشتم

 

داری نمی رسی / به خودم فحش می دهم

 

شرمنده ام ولی به تو هم  فحش ...

 

  
نویسنده : علی شهیب زادگان ; ساعت ٦:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٩/۱