(1)

از هرچه که اینجاست گذر خواهم کرد

یک روز به سمتتان سفر خواهم کرد

آن وقت شما ... باز مرا می رانید

می دانم از این عشق ضرر خواهم کرد

(2)

ساعت حرکت نکرد یعنی: مرده

تقویم پس از تو مرده شورش برده

پاییز تمام کوچه ها را بلعید

این تیر چراغ برق هم پژمرده!

(3)

از دست شما به غصه خو می گیرم

با گریه مرتبا وضو می گیرم

من هفته ی پیش،پیش چشمت مُردم

این هفته مشخص است بو می گیرم!

(4)

یادته کاترینای خوشکل من

سوم اوت- سالن مترو

دو سه ساعت اجق وجق گفتی

بعدشم رفتی پیش آلفردو 

 

کار من هی تیلیف زدن شده بود

آخه گوشیتو بر نمی داشتی

میومد اسم " دُن دِلا " رو گوشیت

تو به اسمش محل نمی ذاشتی 

 

دو سه شب که گذشت فهمیدم

بی خیالم شدی ولم کردی

مثل قبل از ریفیق شدن با من

زده بودی تو خط ولگردی 

 

آره! این آلفردوی نامرد-

فکر کاوارشه نه فکر ریفیق

-  تازه مشروباشم تقلبی ان

مثله آبن همه رقیقِِِِِِِِِ رقیق –

 

 هر کسی هرچی پول داره میده تا-

بلکه  نیم ساعتی برقصه باهات

بس که خوش تیپُ خوشکلی کاترین

بس که عاشق کَشن دلبریات

 

 واسه این آلفردوی نامرد-

عامل جلب مشتری هستی!

به قول شاعرا تو آسمونش-

می درخشی و اختری هستی!

 

 مردت اما دلش یه دفه شیکست

کمرش زیر بار غم خم شد

به سرش فکر خود کشی زده بود

نه  ولی ... باز دوباره  آدم شد! 

 

حالا انگار میخواد که جار بزنه :

"اسم این مرد دُن دِلا پاچیه

یاد گرفته که وقتی خنجر خورد-

پاشه وایسه دوباره/کی به کیه؟" 

 

با "کِلارا"م قراره نامزد شَم

دختر   آدمای   لایقیه

تو رو کشتم میون خاطره هام

گور بابای هرچی عاشقیه/...

(۵)

ترجمه ی یکی از ترانه های باب دیلان رو هم  آماده کردم ولی چون تو کار ترجمه ی ترانه خیلی تازه کارم حتما ایرادامو بگیرید تا برطرفشون کنم/کلا  زیاد ترجمه هام – چه  از عربی چه از انگلیسی- تحت اللفظی نیست. این میشه که.../...

 (Bob Dylan- knockin' on heaven's door)
Mama, take this badge off of me
.I can't use it anymore
It's gettin' dark, too dark for me to see
.I feel like I'm knockin' on heaven's door

Knock, knock, knockin' on heaven's door
Knock, knock, knockin' on heaven's door
Knock, knock, knockin' on heaven's door
Knock, knock, knockin' on heaven's door

Mama, put my guns in the ground
.I can't shoot them anymore
That long black cloud is comin' down
.I feel like I'm knockin' on heaven's door

Knock, knock, knockin' on heaven's door
Knock, knock, knockin' on heaven's door
Knock, knock, knockin' on heaven's door
Knock, knock, knockin' on heaven's door

مامان! این نشون  منو  در بیار

 من دیگه نمی تونم ازش استفاده کنم

داره خیلی تاریک میشه،اونقدر که نمی تونم ببینم

حس می کنم مثه اینه که دارم درِ آسمونو می کوبم. 

 

 

 

 

می کوبم، می کوبم، دارم در آسمونو می کوبم (4)

 

 

 

 

 مامان! تفنگای منو پرت کن رو زمین

من بیشتر از این نمی تونم به اونا شلیک کنم

اون ابرسیاه بلند داره میاد پایین

حس می کنم مثه اینه که دارم در آسمونو می کوبم. 

 

 

 

 

می کوبم، می کوبم، دارم در آسمونو می کوبم (4)

 

 

  
نویسنده : علی شهیب زادگان ; ساعت ۳:٥٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱/۳